الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
23
الغدير ( فارسى )
- دروغ بستهاند ، چه هرفقيرى كه او را دوست بدارد ، جامههاى عزت و دولت خواهد پوشيد . - منطق وصى پيامبر را تحريف كردند و اين خود ، جنايت ديگرى بود كه سخن ناحق را صواب شمردند . - سخن آن سرور اين بود : اگر دوست ما هستيد ، از دنياى پست چشم بپوشيد و دوستى دنيا را از دل دور كنيد . اساتيد و تأليفات او در كتابهاى تاريخ و رجال هرچه تفحص كرديم ، مدركى به دست نياورديم كه بتواند دوران كودكى كشاجم را روشن كند و از چگونگى تحصيلات و شمار آموزگاران او در فنون مختلف پرده بردارد ، جز اينكه از بررسى اشعارش به دست آمد كه در محضر اخفش اصغر ، على بن سليمان ( م 315 ) ادب آموخته است . اين دانشاندوزى ، يا در هنگامى بوده است كه اخفش در مصر به سر مىبرد و يا در اوقاتى كه اخفش هنوز بغداد را به عزم مصر ترك نگفته بود ، زيرا او به سال 287 وارد مصر شده و در سال 306 به حلب كوچ كرده است . اين موضوع از قصيدهاى مكشوف است كه اخفش را ستايش مىكند و يادآور مىشود كه در شام بر او حديث عرضه كرده است . اين برخورد در شام از دو حال بيرون نيست : يا اخفش مىخواست از شام به مصر رود و يا از مصر به شام بازگشته بود . در هر حال مىگويد : - هنگامى كه تصور مىشد صبح دميده است و هنوز پرتو آن آشكار نبود . - راه دشت و دمنى را پيش گرفتم كه گياه معطر آن چهرهام را خرّم كرد . - به سوى كعبهء آداب كه در سرزمين شام زيارتگاه همگان است . - كان علم و دانش كه با حكمت و ادب درهم آميخته است . - گاه بر او عرضه مىكنند و گاه خود به افاده و تعليم مىنشيند و علم و دانش او چون دريا مواج است .